***
من با زخم زبونات رفيقم
مرحم بزار با حرفات رو زخم عميقم
با توام كه داري به گريه ام مي خندي
كاش مي شد بياي و به من دل ببندي
تنها بودن يه كابوس شومه عزيزم
کار دل نباشی تمومه عزیزم
پی نوشت۱: آخرین اس ام اس که بولدش کردم ...................
پی نوشت ۲: امتحانا تموم شد پروژه ها فعلن باد کردن .....
پی نوشت ۳متفاوت : (اطلاعیه شماره ۱)من (الهام) نگران جناب من هستم از یابندگان ایشان خواهشمندم مراتب را به دفتر وبلاگ یادگاری روی یخ اطلاع دهند. قبلن از مساعدتتان کمال تشکر را دارم
بزرگترین لذت در نیا انجام کاری است که دیگران می گویند نمی توانی....!!!!
اعمال شما ناشی از تصوراتتان می باشد.
رفتارهای شما از اندیشه های شما سرچشمه می گیرد و هر رفتار به دنبال اندیشه ای که از آن نشئت می گیرد بروز می کند.
زندگی اسم نیست در واقع زیستن است، عشق نیست عشق ورزیدن است، رابطه نیست ربط یافتن است، آواز نیست آواز خواندن است، رقص نیست رقصیدن است.
بیا لبخند بزنیم بدون انتظار پاسخی از دنیا و بدان که روزی آنقدر شرمنده می شود که بجای پاسخ لبخند به تمام سازهایمان می رقصد ....
باورکن........................................!!!
پی نوشت بی ربط: می دونی همیشه وقتی تو آتیش می گرفتی من خنک می شدم پس بدم نمیاد ![]()
پی نوشت با ربط: مطلب زیبایی بود از یک برگ کاغذ اسکن شده یافته شده در اینترنت امید به مذاقتان خوش بیاید .... (مدیریته وبلاگ
)


![]()
پی نوشت اضافی : دلم هی میخواد خنک شهههههههههههههههههه (از همه نظر ها) ![]()
همه چی قاطی پاتی شده هیچی سر جای خودش نیست هنوز هیچکس نقشی و که براش تعیین کردن به عهده نگرفته بدتر از همه حال عمو هست که رو به وخامت
امتحانا هم داره شروع می شه ........... هیچ آمادگیشو ندارم
یه چیز دیگه هم هست همون یه چیز که تو پست قبلی گفتم اذیتم می کنه انگاری خودشو گم و گور کرده دیگه نمی خوام نگران تو هم باشم خودتو زود نشون بده
بدهکارم اگه بخوام بدهیمو بدم و طلبکارم طفره برههههههههههههههههههههههه چه گلی باید سرمو بگیرم... اوی طلبکار تا کی باید دین تو و منتت رو سرم باشهههههههههههه بیا بدهیتو بدم و برو اینجوری هردومون راحت سر به بالش می زاریم هاااااااااااااااااااااااااااااااااااا
پی نوشت به خودم۱: تا تو باشی درساتو تلنبار نکنی که الان کاسه چه کنم چه کنم دستت بگیری ![]()
پی نوشت به خودم۲:تا تو باشی که وقتی بدهکار می شی قبل اینکه طلبکاره در بره پولشو بدی![]()
پی نوشت به چیز۳: الهی خیر ببینی ......................................................................................... (خصوصی)![]()
حتي نفسي بي تو كشيدن، حيف است
زيباي من، آنگونه كه تو مي خندي
يك سينه برايت ندريدن حيف است
با هر تپشي دلم به من مي گويد
بي عشق تو يك بار، تپيدن حيف است
بي چيزم و عاشقم ولي ناز تو را
با دادن جانم نخريدن حيف است
اي تازه ترين، بهار در خنده توست
اما گلي از لب تو چيدن حيف است
شيريني لبهاي تو را بايد گفت
طعم دهن تو را چشيدن، حيف است
در چشم تو آبروي دنيا جاري است
يك قطره ز چشم تو چكيدن حيف است
ذات تو بهشت است، بهشتي كه در آن
يك شعله آتش آفريدن حيف است
تصوير تو از جنس زلال درياست
بر صورت تو دست كشيدن حيف است
من خسته نمي شوم ، هر چند به تو
سخت است رسيدن، نرسيدن حيف است
پی نوشت ۱: دیدم واقعن حیف است اگر این مطلبو ننویسم حیف است ![]()
پی نوشت ۲: همه چی مرتبه الا یه چیز .... ای از دست این یه چیزززززززززززززززز ![]()
خیلی بی ربط در عین رابطه دار بودن:
خورشید خاموش از پشت شیشه
تصویر این شب دلگیر همیشه
شهر غریبه، دلهای غمگین
هوای بی تو، هوای سنگین
خونه بی تو ،یعنی یه زندون
حیفه منو تو حیفه عشقمون
حیفه تو بود ای گل من
عشق اگه بود عشق تو بود ای گل من
حیفه تو بود ای قلب من
آخر جاده عاشقی تنها شده ای
گفتی خداحافظ گفتم خداحافظ
گفتی پشیمونی گفتم که هرگز
نفس بریده دستای لرزون
اشک توی چشمام حیف نگفتم بمون
غم یه عاشق درد کمی نیست
چه فایده از اشک وقتی کسی نیست
پی نوشت: هر چی فکر کردم چه وبلاگی بزنم با چه موضوعی و چه جوری چیزی به ذهنم نمی رسه به اینجا عادت کردم حرف پست قبلیمو پس می گیرم همینجا ادامه می دم.....
مرا در غربت فردا رها کرد
دلم در حسرت دیدار او ماند
مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
به من می گفت تنهایی غریب است
ببین با غربتش با من چه ها کرد؟
تمام هستی ام بود و ندانست
که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
و او هرگز شکستم را نفهمید
اگرچه تا ته دنیا صدا کرد...
پی نوشت: آدرس وبلاگ تغییر می کنه به دوستای وبلاگی حتمن اطلاع می دم
محتوا و نوشته ها قراره یه تکونی بخوره ![]()
حالا که از شما بیخبرم گفتم شما دیگر از منو اوضاع و احوالم بیخبر نمانید از این رو این نامه را می نویسم...........................
سلام:
از اول اول اول می گویم.... امروز پنجشنبه در شهر ما باران بارید زیاد نبود اما خوب بود هوا کمی خنک شد آسمان کمی آبی و زمین و درختان کمی جان گرفتند مردم شادتر به نظر می رسند به واسطه بارش باران قدها بلندتر شده و لباس ها کوتاه تر (همانطور که شما دوست دارید و داشتید و خواهید داشت) خنده دار است وقتی هم نیستید همه چیز همانطور است که شما می خواهید به خصوص عابران خیابانها . کاشکی بودید تا با هم سر هیچ و پوچ یک دعوای زرگری حسابی راه می انداخیتم . راستی در شهر شما هم بارید در شهر شما هم هوا کمی خنک آسمان کمی آبی و درختان و زمین کمی جان گرفتند ....
راستی یادم رفت بپرسم کجایید حالتان چطور است من ... ممممممم.... من خوبم . فقط نمی دانم چرا چشمانم دو دو می زند و قلبم تندتند. من خوبم نمی دانم اشکهایم چرا بیخود و به قول شما فرت و فرت می ریزد. من خوبم خودم خوبم هااااااااااااااااااا اما دلم انگاری بد جور به در و دیوار قفس سینه می کوبد نمی دانم لامصب چرا درکم نمی کند چرا نمی فهمد شما سفارش کرده اید من مراقبشان باشم شده ام زندانبان زندانیهای تنم که همه اشان سرکشند باورکنید تمام سعیم را می کنم اما این این این نفسهایم همراهیم نمی کنند و دائم به بیراهه می روند و به میانه راه خروجی که می رسند گره کور می خورند هر چه دنبال علت گشتم چیزی نیافتم اما بعد رفتن شما چیزی شبیه یک توپ گرد که انگاری به آن می گویند بغض سد راهشان شده و هر چه سعی بر فرو بردنش می کنم بی فایده است. در این میان تنها یارو یاورم زبانم هست که بعد از رفتن شما طفلک دیگر حوصله ادا کردن هیچ کلمه ای را ندارد یادتان باشد وقتی برگشتید حتمن تشویقش کنید .
خورشید کم کم سر بیرون آورده و دارد به مردم سلام می کند انگاری زیادی نوشتم حوصله اتان را سر بردم ببخشید من به شما می رسم نمی دانم چرا انقدر حرف می زنم دست خودم نیست و طفلک شما همیشه گوشهایتان را بی منت در اختیار من می گذاشتید و الان هم که چشمهای نازنینتان را با پر حرفیهایم خسته کردم.
خیالتان راحت من صبح آمدم سر کار دم ظهر هم امروز می روم خانه مطمئن باشید تا ظهر فکری به حال این اعضا و جوارح سرکش می کنم شما اصلن خودتان را نگران نکنید ... فقط تورو خدا یک جمله ای در آخر می گویم از من دلگیر نشوید هاااااااا فکرهای بدبد به سرتان راه ندهید کاشکی .... کاشکی .... کاشکی ....به چشمانم نگاه نکنید تا بتوانم حرفم را بزنم ... کاشکی هیچ وقت کنار من نباشید من را نخواهید اما همیشه خدا خوشبخت باشید.![]()
پی نوشت۱: اینم یه مدل دیگش بود دیگه این نحوه نوشتن رو خیلی دوست دارم ![]()
پی نوشت۲: برای همه دعا کنیم ![]()
تابستون و سرماخوردگی مثل
مثلههههههههههههههههه ![]()
امممممممممممممممممم اومممممممممممممممم مممممممممممم![]()
آها یادم اومد![]()
مثل خوردن عسل می مونه با خربزه
.............
که هیچکدومشونم با هم نمی سازه ![]()
پی نوشت: درست فهمیدین یکی بدجور سرماخورده ![]()
نگاهش مثه تو نبود اما انگاری یه جورایی از نگاه تو مشتق گرفته بودن و تو چشمای اون نورشو پاشیده بودن.
صداشم مثه تو نبود ولی وقتی درست گوش می دادم حس می کردم رگه هایی از صدای تورو هم همراه خوش داره.
اصن حرفاش گرمی حرفای تورو نداشت اما یه جاهایی انگاری بهش یاد داده بودن که جملاتی رو که تو بهم می گفتی باید بگه .
اون حتی از جنس تو نبود از جنس خودم بود .............
شبیه تو نبود و شبیه تو نبود و شبیه تو نبود ............................
اما..........................................
شبیه تو بود باور کن که شبیه تو بود که می شد دوستش داشت و نگاهش کرد شبیه آن روزهایی بود که تو تازه بودی شبیه خاطره هایی بود که مدتها نبودند .... شبیه همان روزهایی که بر نمی گشتند اما انگار با کلی تغییر برای من جان گرفته بودند ...
والا فکرشو بکن من کجا و این روزها و این احوال کجا.
پی نوشت۱: خیلی وقت بود چیزی ننوشته بودم واسه دست گرمی بود انگاری بدم نشد ![]()
پی نوشت ۲: بازم خیلی وقت بود چیزی ننوشته بودم (کلی ذوق کردم فسفرا مغزم حرکت کردن انگاری)![]()